من تو را می کاوم
وقتی شب رنگ خدای بوداست
درتنم زخمی هست
زخم تنهایی ها
من به صد پنجره و روزنه انسانی
که سکوت خانه رو به اشغال خیابان دارد
چشم دادم ، چشم
جهت بودن تو در فردا
صد هزارن گلدان
منتظر رو به شعاع دست پر احساست
من خودم هیچ ولی لحظه ها را دریاب
